پرونده جنایی 0001(زودیاک )

وضعیت پرونده: حل‌نشده (پرونده راکد) درجه طبقه‌بندی: فوق محرمانه /   تعداد قربانیان تایید شده: ۵ نفر کشته، ۲ نفر زخمی و جان‌به‌دربرده (خود قاتل ادعا می‌کند ۳۷ نفر را کشته است)

تقویم خونین: مقتولین و بازماندگان

  • دیوید فارادی و بتی لو جنسن (۲۰ دسامبر ۱۹۶۸):
    • صحنه جرم: جاده‌ای خلوت در چشمه‌های هرمس. اولین حمله رسمی زودیاک.
    • جزییات تحلیلی: هر دو در ماشین هدف قرار گرفتند. بتی لو در حال فرار از پشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت. هیچ مدرکی از دزدی یا سوءاستفاده وجود نداشت؛ انگیزه فقط سلب حیات بود.
  • دارلین فرین (کشته شده) و مایکل مژو (بازمانده) (۴ جولای ۱۹۶۹):
    • صحنه جرم: پارکینگ پارک اسپرینگ هیلز.
    • شگرد کار: یک ماشین پشت سر آن‌ها پارک کرد، راننده با نورافکن قوی چشم‌های آن‌ها را کور کرد و با اسلحه ۹ میلی‌متری شلیک کرد. مایکل مژو با اینکه تیر خورد، زنده ماند و اولین چهره‌نگاری از زودیاک (مردی چهارشانه، قد حدود ۱۷۵، عینکی با صورت تپل) را به پلیس داد.
  • برایان هارتنل (بازمانده) و سسیلیا شپرد (کشته شده) (۲۷ سپتامبر ۱۹۶۹):
    • صحنه جرم: دریاچه بریاسا.
    • وحشتناک‌ترین شگرد: این بار در روز روشن اتفاق افتاد. قاتل یک لباس جلادی مشکی دست‌دوز پوشیده بود که نماد دایره و صلیب زودیاک روی سینه‌اش دوخته شده بود. او با چاقو به آن‌ها حمله کرد. بعد از جنایت، زودیاک با خونسردی تمام، تاریخ و ساعت قتل‌ها را با ماژیک روی درِ ماشینِ برایان هارتنل نوشت.
  • پل استاین (۱۱ اکتبر ۱۹۶۹):
    • صحنه جرم: داخل تاکسی در محله ثروتمندنشین سانفرانسیسکو.
    • تغییر شگرد: این بار مقتول یک زوج جوان نبود، بلکه یک راننده تاکسی تنها بود. زودیاک او را از پشت سر هدف گلوله قرار داد، کیف پولش را دزدید و تکه‌ای از پیراهن خونی او را برید تا بعداً به عنوان مدرک اثبات هویت برای روزنامه‌ها بفرستد. سه نوجوان این صحنه را از پنجره دیدند و به پلیس گزارش دادند.
    •  

اتاق معماها: نامه‌ها و سایفرهای رمزنگاری‌شده

زودیاک عاشق بازی‌های ذهنی و شطرنج روانی با پلیس بود. او ۴ پیام رمزگذاری‌شده فرستاد:

  • سایفر زد-۴۰۸:
    • وضعیت: رمزگشایی شده (توسط یک معلم و همسرش در سال ۱۹۶۹).
    • متن فاش شده: قاتل در این پیام نوشته بود: «من عاشق کشتن هستم چون خیلی سرگرم‌کننده است… انسان خطرناک‌ترین حیوان برای کشتن است… من نام خودم را به شما نمی‌دهم چون مانع جمع‌آوری برده‌هایم برای زندگی پس از مرگ می‌شوید.»
  • سایفر زد-۳۴۰:
    • وضعیت: رمزگشایی شده (بعد از ۵۱ سال در سال ۲۰۲۰ توسط سه دانشمند کامپیوتر).
    • متن فاش شده: «امیدوارم از اینکه تلاش می‌کنید من را بگیرید بهتون خوش بگذره… من از برنامه تلویزیونی ترسی ندارم… من از مرگ نمی‌ترسم چون به بهشت می‌روم.» این سایفر نشان داد زودیاک چقدر به سیستم و هوش پلیس می‌خندیده است.
  • سایفر زد-۱۳:
    • وضعیت: حل‌نشده.
    • جزییات: این پیام فقط ۱۳ کاراکتر دارد و زودیاک قبل از آن نوشته: «نام من این است…». به دلیل کوتاه بودن متن، کدهای کامپیوتری هم نمی‌توانند آن را دقیقاً حل کنند چون هزاران کلمه با آن جفت می‌شوند.
  • سایفر زد-۳۲:
    • وضعیت: حل‌نشده.
    • جزییات: قاتل ادعا کرده بود اگر این رمز را حل کنید، محل بمب‌گذاری در یک اتوبوس مدرسه را پیدا خواهید کرد. پلیس هیچ‌وقت این بمب را پیدا نکرد.

زون‌کن بازجویی: مظنونین اصلی

  1. آرتور لی الن:

    • پروفایل کارآگاهی: قوی‌ترین مظنون تاریخ پرونده. او در روز قتل دریاچه بریاسا، به همان منطقه رفته بود و با چاقوی خونی به خانه برگشت و ادعا کرد با آن مرغ پاک کرده است! در خانه‌اش مواد منفجره و کتاب‌هایی درباره رمزنگاری پیدا شد.
    • چرا تبرئه شد؟ کارشناسان خط ادعا کردند خط او با خط نامه‌های زودیاک یکی نیست و اثر انگشتانش هم روی نامه‌ها منطبق نشد. او درست قبل از اینکه پلیس بتواند مدارک بیشتری علیه‌اش جمع کند، بر اثر سکته قلبی مرد.
  2. ریچارد گایکوفسکی:

    • پروفایل کارآگاهی: او یک روزنامه‌نگار تندرو بود. در یکی از نامه‌های زودیاک، کلمه‌ای به صورت رمز قرار داشت که شبیه فامیل اوست. یکی از اپراتورهای پلیس که صدای تلفن زودیاک را شنیده بود، ادعا کرد صدای گایکوفسکی دقیقاً همان صداست. در سال‌هایی که زودیاک ناپدید شد، گایکوفسکی در یک مرکز روان‌پزشکی بستری شده بود.
  3. راس مایلز:

    • پروفایل کارآگاهی: او کارمند کتابخانه‌ای بود که یکی از مقتولین احتمالی زودیاک (شریل جو بیتس) آنجا کشته شد. او هیکل درشت و عینک ضخیمی داشت (دقیقاً شبیه اسکچ پلیس) و بعد از قتل شریل، ناگهان ناپدید شد. لباس‌های او همیشه بوی شدید مواد شیمیایی (مثل مواد ظاهرنویسی عکس یا جوهر) می‌داد.

تئوری‌های ارشد

در این بخش، فرضیه‌های پنهان پرونده را برای دیتابیس شخصی‌ات تحلیل می‌کنیم:

  • تئوری اول: فرضیه دو قاتل بعضی از کارآگاهان معتقدند زودیاک یک نفر نبوده است! یک نفر قتل‌های واقعی را انجام می‌داده (یک آدمکش حرفه‌ای و بی‌رحم) و نفر دوم (یک روانیِ باهوش و مسلط به زبان‌شناسی و کامپیوتر) نامه‌ها و رمزها را می‌نویسد و پلیس را بازی می‌دهد. این تئوری توجیه می‌کند که چرا دی ان ای و خط آرتور لی الن با نامه‌ها یکی نبود، اما تمام شواهد محیطی نشان می‌داد او قاتل است!
  • تئوری دوم: فرضیه فریب بزرگ تئوری عجیبی وجود دارد که می‌گوید قتلی به نام زودیاک وجود ندارد؛ بلکه چند قتل جداگانه توسط آدم‌های مختلف انجام شده و یک گزارشگر یا پلیس فاسد که به نامه‌ها دسترسی داشته، با سر هم کردن این قتل‌ها و ساختن کاراکتر زودیاک، بزرگ‌ترین فریب قرن را ساخته تا معروف شود.